
تعریف بافت شناسی:
علم مطالعه بافت های بدن و چگونگی آرایش بافت ها جهت تشکیل ارگان ها.
سلول --> بافت -->ارگان (اندام) -->دستگاه --> ارگانیسم (موجود زنده)
بافت ها معمولاً شبکه ای از رسته ها و فیلامان های درهم بافته سلولی هستند.
بافت ها از دو جزء کلی که تعامل همه جانبه ای باهم دارند، تشکیل یافته اند: سلول ها و ماتریکس خارج سلولی.
ماتریکس خارج سلولی شامل موادی از قبیل فیبریل های کلاژن و غشاهای پایه است.
ماتریکس خارج سلولی را خود سلول ها تولید می کنند.
سلول ها توسط مولکول های ماتریکس تحت تأثیر قرار می گیرند و گاهی اوقات توسط آن ها کنترل می شوند.
بافت شناسی با علوم زیر در ارتباط است: بیوشیمی، بیولوژی مولکولی، فیزیولوژی، ایمونولوژی، پاتولوژی.

آماده سازی بافت برای مطالعه:
ثابت سازی --> آبگیری --> شفاف سازی --> نفوذ --> قالب گیری --> برش زدن --> رنگ آمیزی
بافت
برای اینکه توسط خودش (اتولیز) یا توسط باکتریها و موارد خارجی (پوترفکشن)
تخریب نشه، و همچنین برای اینکه بتونیم مطالعه ش کنیم، باید آماده سازی
بشه...
ثابت سازی
ثابت سازی یا فیکسیشن، اولین مرحله فرایند آماده سازیه و فرایندی است که
در اون به بافت ماده ای اضافه می کنیم که از فعالیت انزیم های هضمی جلوگیری
می کند. در این فرایند باید کل بافت این ماده رو دریافت کنه پس بهتره که
به قطعات کوچکی بریده بشه. فیکساتین ها محلول های پایدار یا مواد دارای
ارتباط متقاطع هستند.
فرمالین فیکساتینی رایج است که برای آماده سازی بافت برای مطالعه هم با میکروسکوپ نوری و هم الکترونی به کار می رود. (نوری بیشتر)
از
فرمالدهید، گلوترآلدهید و تتروکسید اوسمویوم در آماده سازی بافت برای
مطالعه با میکروسکوپ الکترونی استفاده می شود. روش این نوع ثابت سازی، ثابت
سازی دوگانه است.
فرمالدهید: واکنش با گروه های آمینی پروتئین ها
گلوترآلدهید: واکنش با گروه های آمینی پروتئین ها، اتصال متقاطع با پروتئین ها به دلیل داشتن دی آلدهید
تتروکسید اوسمیوم: حفظ و رنگ آمیزی لیپیدهای غشا و پروتئین ها.
آبگیری: انتقال پی در پی بافت ثابت سازی شده از مجموعه درجه بندی شده مخلوط
آب و اتانول (معمولاً 70 تا 100) برای خروج کامل آب میان بافتی از بافت
ها.
شفاف سازی: نشاندن ماده ای به جای الکل که
این ماده هم قابلیت مخلوط شدن با الکل را دارد و هم با محیط قالب گیری مثل
پارافین. در پایان این مرحله بافت، شفاف تر می شود به همین دلیله که بهش
میگن شفاف سازی.
نفوذ: بافت شفاف سازی شده رو می زاریم تو
اجاقی با درجه حرارت 52 تا 60 درجه سلسیوس. در این دما، ماده شفاف سازی
کننده (مثلاً تولوئن یا گزیلول یا همون زایلن خودمون) بخار میشه و چیزی که
تو بافت بیچاره باقی می مونه، پارافین مذاب یا هر ماده قالب گیری مذاب دیگه
س. بعد بافت دارای ماده مذاب رو تو ظرف کوچکی دارای همون ماده (پارافین)
می ذارن تا سرد و سفت شه.
باید توجه داشته باشیم که نوع
ماده قالب گیری باید با نوع ماده شفاف ساز همخوانی داشته باشه. مثلاً برای
رزین، از اتانول و برای پارافین از تولوئن یا زایلن استفاده می شه. فعلاً
همین دو تا رو یاد بگیریم کافیه.
یکی از مزیت های قالب گیری
با پلاستیک (رزین) این است که به دمای بالایی که پارافین نیاز دارد، این
نیاز ندارد. پس از چروکیدگی و تغییرات بزرگ بافتی جلوگیری می کند. تو
آزمایشگاه که رفتیم به این تغییرات می گفتن آرتیفکت.
برش زدن بافت:
اول باید بدونیم که اهمیت برش تو
چیه؟ ما برش رو می زنیم تا نور بتونه ازش عبور کنه. پس برشمون باید خیلی
نازک باشه. پس باید از ابزارهای مخصوص و دقیقی استفاده کنیم. میکروتوم
ابزاریه که برای ایجاد برش های بسیار نازک به کار می رود.
قالب های سخت پارافینی یا رزینی یا ... را در میکروتوم قرار می دهند تا توسط تیغه فولادی به مقاطع بسیار نازک برش دهند.
ضخامت برش: 1 تا 10 میکرومتر (جان کوئیرا) و 5 تا 10 میکرون (جعفر) و 3 تا 5 میکرومتر (خانم دکتر اتابکی)
البته
این ها همه ش مال نوری بود. تو الکترونی اولاً از تیغه شیشه ای یا الماسی
به جای تیغه فولادی استفاده می شود و ثانیاً ضخامت برش کمتر از یک میکرونه.
رنگ آمیزی: در مطالعه با میکروسکوپ نوری، بافت روی لام قرار داده می شه و
سپس رنگ آمیزی می شه ولی تو الکترونی از گریدهای مخصوصی برای این کار
استفاده می شه.
رنگ آمیزی نوری:
اکثر رنگ آمیزی ها بر پایه استفاده از شناساگرهای اسید و باز انجام می شوند.
باز، اسیدو فیل است
اسید هم بازوفیل است.
حالا
اگه یه ماده بازی باشه، با ماده ای که اسیدیه واکنش می ده و رنگ مورد نظر
اون شناساگر رو به خودش می گیره. و اگه اسیدی باشه، با شناساگر بازی.
هماتوکسیلین بازی است پس بازوفیلها را آبی تیره یا بنفش می کند.
ائوزین، اسیدی است پس اسیدوفیل ها را صورتی می کند.
هسته اسیدی است.
سیتوپلاسم و کلاژن بازی است.
تکنیک های هیستوشیمیایی: برای نشان دادن ترکیب شیمیایی در داخل بافت بکار می روند.
هیستوشیمی آنزیمها: ارزیابی فعالیت های سلولی از قبیل میزان تولید یک آنزیم با استفاده از رنگ آمیزی.
ایمونوهیستوشیمیایی: استفاده از آنتی بادی های خاص برای نشان دادن ماده موردنظر در بافت.
ایمونوفلورسانس: روشی که در آن از ماده فلورسانت برای نشان دار کردن آنتی بادی استفاده می شود.
موفق باشین!